الفيض الكاشاني

175

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و لذّت هريك مىشود بدون آنكه لذّت احدى به معرفت ديگرى كم شود ، بلكه به كثرت عارفان انس و الفت و ثمرهء افاده و استفاده زياد « 1 » مىگردد ؛ زيرا كه معرفت خداى عزّ وجلّ دريايى است وسيع و بىپايان كه گنجايش تنگى ندارد . و قرب و منزلت نزد خداى عزّ وجلّ نيز تنگى نمىدارد از براى آنكه عظيم‌ترين نعمتهايى كه در « 2 » پيش خداوند عالميان است لذّت لقاى اوست و ممانعت و مزاحمت در آن نمىباشد بلكه به كثرت عارفانْ انس زياد « 3 » مىشود . بلى ، اگر قصد علما از علمْ مال و جاه باشد حسد بر يكديگر مىدارند از براى آنكه مال از اعيان و اجسام است و در نزد هركه يافت شود در دست ديگرى نمىتواند بود . و معناى جاه مالكِ دلهاى مردمان شدن است . و هر دلى كه از محبّت تعظيم عالمى پر گردد « 4 » اصلًا متوجّه تعظيم عالمى « 5 » ديگر نمىشود يا آنكه كمتر « 6 » متوجّه مىشود و همين معنا « 7 » البتّه سبب حسد مىشود . فصل [ در اينكه حسد از مرضهاى عظيمهء دلهاست ] بدان كه حسد از مرضهاى عظيمهء دلهاست . و مرضهاى دل را علاج نمىتوان نمود مگر به علم و عمل . و علمى كه نافع است از براى مرض حسد آن است كه به تحقيق بدانى كه حسد ضرر به دين و دنياى تو مىرساند و ضررى به دين و دنياى محسود نمىرساند بلكه نفع مىرساند . و هرگاه اين را از روى بصيرت بدانى و دشمنى با خود و دوستى با دشمنِ خود نداشته باشى البته كه از حسد مفارقت خواهى نمود . امّا ضررى كه حسد به دين تو مىرساند آن است كه به سبب حسد راضى به قضاى

--> ( 1 ) . زياد / a s زياده . ( 2 ) . در / a از . ( 3 ) . زياد / a زياده . ( 4 ) . گردد / s a كرده . ( 5 ) . عالمى / a s عالم . ( 6 ) . a - كمتر . ( 7 ) . a - معنا .